تبليغاتX
ما چو ناییم ونوا در مازتوست
قالب وبلاگ
ما چو ناییم ونوا در مازتوست
 
پيوندهای روزانه

 

آن دم که با تو ام

ای آنکه زنده از نفس توست جان من

آن دم که با توام ، همه عالم از آن من

آن دم که با توام ، پرم از شعر و از شراب

می ریزد آبشار غزل از زبان من

آن دم که با توام ، سبکم مثل ابرها

سیمرغ کی رسد به بلندای آسمان من

بنگر طلوع خنده ی خورشید بر لبم

زان روشنی که کاشتی ای باغبان من

باتو سخن گفتن زمهر چه حاجت است؟

خود خوانده ای به گوش من این ، مهربان من

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 17:29 ] [ noroozi ]

حالا چرا


آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نوش‌داروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 17:24 ] [ noroozi ]

شعر زیبای سیب و جوابیه ها

تو به من خندیدی و نمی‌دانستی 
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم 
باغبان از پی من تند دوید 
سیب را دست تو دید 
غضب آلود به من کرد نگاه 
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک 
و تو رفتی و هنوز  
سالهاست که در گوش من آرام آرام 
خش خش گام تو تکرار کنان می‌دهد آزارم 
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم 
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 17:22 ] [ noroozi ]

غزل چشم

دو دلم اول خط نام خدا بنویسم
یا که رندی کنم و نام تو را بنویسمهمه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود
با کدامین
قلم امروز دوتا بنویسم
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 17:19 ] [ noroozi ]
پیش از آنی که با غزل آیی

پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود


ماه برکوی دل نمی‌تابی

د، خانه  ام انتهای عالم بود

کنج آیینه‌ام نمی‌خندید برق سوسوی کوکب بختم
بی‌سحرگاه خنده خیست، باغ بی‌باغ، قحط شبنم بود

تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد
قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود

محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد
قد کشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود

بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید
دست عشقت چه قدرتی دارد، کارد آن سوی استخوانم بود

چشم‌هایت مرا صدا می‌کرد، روح من سر به زیر می‌انداخت
رد شدم آزمون جرات را، درصد عشق‌بازی‌ام کم بود

ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید
جای انگشت‌های حوا ماند روی سیبی که دست آدم بود
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 17:14 ] [ noroozi ]
عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ] [ 9:57 ] [ noroozi ]
[ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ] [ 9:42 ] [ noroozi ]
ايرباس هواپيماهايي با سقف شيشه اي مي سازد
۲۴ خرداد ۱۳۹۰
شرکت ایرباس اعلام کرد در نظر دارد تا سال دو هزار و پنجاه، هواپیماهایی با سقف شیشه ای تاسیس کند. 
به گزارش واحد مرکزی خبر ، چارلز چمپیون معاون مهندسی شرکت هواپیمایی ایرباس می گوید این شرکت در نظر دارد برای شروع، شناسایی مسافر با اثر دست و به دست آوردن انرژی از بدن مسافران برای هواپیما را برای تامین روشنایی کابین اجرایی کند. همچنین این شرکت برنامه دارد تا دو هزار و پنجاه، هواپیماهایی را با سقف شیشه ای تولید کند و با محیط زیست نیز سازگار باشد و موادی را در ساخت هواپیماهای خود به کار گیرد که قابل بازیافت نیز باشند. برنامه ایرباس از تولید این دست هواپیماها، پروازهایی به یاد ماندنی برای مسافران و ایجاد بازارهای تازه برای خود است.

 

© 2011 - الف


[ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ] [ 9:5 ] [ noroozi ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب